الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
20
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
المِذْنَب : خرماهائى كه بر خرما بن رسيده و پخته شده . الذَّنُوب : اسب دم بلند و دلو و سطلى هم كه دسته بلند دارد . واژه - ذَنب - بطور استعاره براى بهره و نصيب به كار رفته است مثل سَجْل - يعنى قسمت و بهره . خداى تعالى گويد : فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ 59 / ذاريات يعنى : ستمكاران را همچون پيروانشان بهره و نصيبى از عذاب است . الذَّنْب : در اصل بدست گرفتن دنباله و دم چيزى است . ذنبته : به دمش زدم و آن را گرفتم . ذَنْب : بطور استعاره در هر كارى كه عاقبتش ناروا و ناگوار است و به اعتبار دنباله چيزى به كار رفته است از اين روى واژه - ذنب - باعتبار نتيجهاى كه از گناه حاصل مىشود ، بد فرجامى و تنبيه و سياست ناميده شده ، جمع ذنب - ذنوب - است . خداى تعالى گويد : فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ - 11 / آل عمران و فَكُلًّا أَخَذْنا بِذَنْبِهِ - 40 / عنكبوت و وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ ؟ - 135 / آل عمران و همينطور آيات ديگر غير از اينها . ذهب : الذَّهَب : يعنى طلا كه معروف است و بسا كه - ذَهَبَة به براده و ريزههاى طلا گفته شود كه اخصّ از - ذهب - است رجل ذَهِبٌ : كسى كه از ديدن معدن طلا مدهوش و سراسيمه شده . شيء مُذَهَّب : هر چيز زر اندود . كُمَيْت مُذْهَب : اسبى كه زردى رنگش از سرخيش بيشتر است ، گوئى كه زر اندود است . ذَهَاب : رفتن ، ذَهَبَ بالشّيء و أَذْهَبَهُ : او را برد كه فعل بردن و رفتن در اجسام و در معانى هر دو به كار مىرود .